شناسه: 155886

کار و شغل

به روایت از محمد اسماعیل عباسی عنبرکه : وقتی دیدم علی علاقه ای به قالی بافی ندارد جهت شغل سماور سازی او را به مشهد فرستادم . در نزدیکی گنبد سبز بنام مسجد شاه سه چهار ماهی مشغول به کار بود . ولی هر بار که برای دیدنش و بردن آذوقه برای او به مشهد می رفتم می دیدم رنگش زردتر شده است . راستش از این موضوع متأثر شدم و گفتم : این چه وضعی است ؟ خودت را ناقص می کنی . گفت : پدر چان ، اوستای من لطف کرده و مرا به این زودی پای دستگاه گذاشته . گفتم : هر طور شده این کار را کنار بگذارم و به کار بگذار و به کار دیگری بپرداز . او هم قبول کرد و به دنبال کار مکانیکی برود شخصی به نام جعفر آقا در محل ششم گاراژدارها رفت و به عنوان شاگرد مشغول به کار شد . یک خانه هم در همان نزدیکی برایش کرایه کردیم که در عوض کرایه خانه برایشان کار می کرد مثل : خرید کردن و آوردن نفت و غیره . گفتم : بابا خدا برایت ساخته و خلاصه 5_6 سال در مکانیکی کار کرد تا انقلاب شد و بسیج رفت .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه