شناسه: 155891

خاطرات بعد از مجروحیت

به روایت از مقدره عباسی عنبرکه : سر شانه اش ترکش خورده بود . وقتی می گفتیم برو این ترکش را در بیاور ،‌ می گفت : نه ، دوست دارم یادگاری جنگ توی وجودم باشد نمی خواهم آن را دور بیندازم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه