شناسه: 155899

خاطرات سیاسی

به روایت از زهرا عباسی عنبرکه : قبل از پیروزی انقلاب برادرم می گفت : در کوچه ها سربازهای شاه محاصره مان کرده بودند کوچه بن بست بود و نمی توانستیم فرار کنیم . سر کوچه سربازها به طرف ما می آمدند یک حاج خانمی در خانه اش را باز کرد و ما را از پشت بام فراری می داد ، اگر آن خانه در کوچه نبود یا ما را می کشتند یا آنقدر شکنجه مان می دادند که ایمانمان سست شود ، می گفت: خلاصه فرار کردیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه