شناسه: 155913

عشق به جهاد

راوی محمد اسماعیل عباسی عنبرکی : وقتی از جبهه مرخصی می آمد می گفت: بابا جبهه از نماز و روزه واجب تر است. شما به منطقه بیا ببین دانشگاه است. گفتم: من دیگر پیر شده ام و سرپرستی این بچه ها را چکار کنم؟ منطقه جوان می خواهد. می گفت: شما نمی توانی یک کوزه آب بدهی؟ حبیب ابن مظاهر هم پیر بود. چرا این بهانه ها را نگرفت؟ خدای این بچه ها هم رزاق است. خدا بزرگ است چرا نمی آیی به منطقه. خلاصه باز می گفت: تو هم از اسلام عقب افتادی هم از آخرت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه