شناسه: 155986

تقيد به نماز

راوی فاطمه دانشمندی : یک روز دیدم علی گریه می کند ، گفتم: مادر ، چکار شده؟ چرا گریه می کنی ؟ گفت : هر وقت میخواهم خودم را به نماز برسانم استاد قالی باف نمی گذارد .می گوید : هر وقت مرخص شدی نمازت را خواهی خواند .من تا زمانی که به خانه برسم نمازم قضا می شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه