قناعت و صرفه جویی
به روایت از حسین صبور : یادم است موقع عملیات بدر آقای دکتر منصوریان با شهید عباسی بودند و شب که ما رسیدیم لب پل محمد هادی ما را به طرف جاده برد . همین جوری که نشسته بودیم دیدم که هادی بلند شد از دور یک نایلونی را برداشت و تکان می داد و بعد جلو آورد . نمی دانم که آقای منصوریان هم یادش است یا نه . پرسیدیم چه است ؟ گفت : بادگیر است . پرسیدم می خواهی چه کار بکنی ؟ گفت : هیچ چی . بادگیری که به من دادند خیلی نو است و من می خواهم این را رویش بکشم که باد گیر نو پاره نشود و به جائی گیر نکند. گفتم مرد حسابی الان همه دارن شهید می شوند تو برای بادگیر ناراحتی . گفت : همه دارند شهید می شوند به ما چه ؟ برای ما که نیست که آنها انتخاب شده اند . ما همین قدر وظیفه داریم که مواظب باشیم بادیگیر پاره نشود .
ثبت دیدگاه