شناسه: 156069

ایجاد روحیه در رزمندگان

به روایت از کاظم شیرازی : یادم است یک مین جهنده را می خواستم خنثی کنم . هر کاری که کردم برجکش باز نمی شد که چاشنی جهنده اش را در بیاورم . محمد هادی بغل دست من ایستاده بود . شاید احساس کرده بود که شا?د جا خالی کنم . دقیقا بغل دست من ایستاده بود که من مین را از زیر خاک در آوردم و به پهلو خاباندمش . با یک سر نیزه گذاشتم توی کلاهکش تقه می زدم دو سه بار تا این کلاهک آ‍زاد شود و چاشنی اش را در بیاورم . وقتی احساس کردم هادی کنار دست من است ، هیچ احساس ترسی نداشتم . بلکه جرات بیشتری پیدا کردم . در صورتی که اگر بالای سرم نمی بود شاید رهایش می کردم و می ترسیدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه