خاطرات ورزشی
به روایت از حسین بهشتی : یادم است توی ایلام پایگاه ظفر که بودیم یک شب گفت : برویم ایلام باشگاه گفتم برویم بلند شدیم و با هم رفتیم توی ایلام و باشگاه باستانی اش هادی رفت و به لنگ ایشان تعارف کردند . هادی لنگ را برداشت و رفت لخت شد و رفت وسط یک پیشکسوتی داشتند که در میان داوری داشت . پیر مرد هم بود . با این حال جوان بود آن کارتهای اصلی به حساب وسط گود را هادی زد . طوری بود که معلوم بود میان دار اصلا ناراحت شده بود . واقعا از بچه های باشگاه سر بود .
ثبت دیدگاه