شناسه: 156091

خواب و رویای شهادت

به روایت از رضا ابراهیمی : شبی در جبهه خواب دیدم ، اسب سفیدی دا که هر چه با شهید قدرت ا.. سعی در سوار شدن بر آن داریم، نمی شود گاهی من اسب را محکم نگه می داشتم که ایشان سوار شود و گاهی ایشان اسب را نگه می داشت که من سوار شوم. سر انجام گردن اسب را گرفته و پاهایش را با پاهایم گرفتم و ایشان سوار شد و سپس اسب از دست من خاج شد و رفت و از منطقه دور شد. صبح که از خواب بیدار شدم. احساس کردم که لیاقت شهادت نصیب قدرت ا... شده و همان روز هم خبر شهادتش را شنیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه