خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
به روایت از اشرف وهابی خلیل آباد : همزمان به مجروح شدن علیرضا در سومار، کنار پدر علیرضا خواب بودم که با جیغ از خواب پریدم تا بلند شدم دیدم دارد گریه می کند پرسیدم چه خبره؟ چه شده است؟ گفت: الان خواب دیدم در یک بیابانی هستم که دیوار بلندی در آنجا احداث کرده بودند و علیرضا در آن طرف دیوار بود و در حال جنگ که صدای تیراندازی به گوش می خورد وقتی گفتم فرزندم علیرضا آن طرف دیوار است دیوار خراب شد و گرد و خاک عظیمی بلند شد هر چه گشتم علی را پیدا نکردم بعد از گذشت چند روز از دیدن خواب جنازه ی متبرک فرزندم عزیزم علیرضا را آوردند و زمانی که برای زیارت جنازه رفتیم متوجه شدم واقعا خواب، صادقانه بوده. و فرزندم علیرضا در میان گرد و غبار ناشی از بمب شیمیایی به درجه ی رفیع شهادت نائل گشته.
ثبت دیدگاه