شناسه: 156238

آغوشي براي دردهايش

به نقل از مادر شهید: آمده بود مرخصي. مرا در آغوش گرفت. صورتم را بوسيد و بسيار گريه کرد. بعد از آن شروع کرد به سرفه کردن، تا جايي که زانوهايش سست شد و بر زمين نشست.
با نگراني پرسيدم: «چه شده؟ چرا اين طوري شدي؟»
گفت: «سرما خورده‎ام.»
تا لحظه‌اي که خبر شهادتش را شنيدم نمي‌دانستم که شيميايي شده.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه