خاطرات نحوه مجروحیت
به روایت از احمدرضا عبادیان : یکی از دوستان پدرم تعریف می کرد اولین بار که آقای عبادیان به جبهه آمده بود به خط مقدم می رود . آنجا کنار یک آرپی چی زن می نشیند . آر پی جی زن ، آرپیچی را مسلح می کند . و تانک دشمن را هدف می گیرد وقتی تانک منجر میشود آقای عبادیان بلند می شود فریاد ا...اکبر سه مرتبه سر می دهد دشمن کف دست او را با تیر می زند. موقعی که به عقب برگشته بود دوستان به شوخی گفته بودند: هنوز نرفتی، دستت را مجروح کردند. آقای عبادیان گفته بود یک نفر دیگر تانکش را منهدم کرد لجشان گرفت دست مرا با تیر زدند.
ثبت دیدگاه