عشق به جهاد
به روایت از محمود عبادیان : محمد مهندس نیروگاه اتمی بود و دو برادرش هم در آن زمان در جبهه حضور داشتند محمد به رئیس اداره اش گفته بود : که می خواهم به جبهه بروم . رئیس گفته بود اگر شما بروید کارها عقب می افتد . محمد گفته بود من باید حتماً بروم . او در جبهه دو برادر دیگرش را دیده بود . آنها به محمد گفته بودند شما چرا به جبهه آمده اید . ایشان هم از آنها سؤال کرده بود که شما چرا به جبهه آمده اید .
ثبت دیدگاه