شناسه: 156410

همت در رفع مشکل دیگران

به روایت از مرتضی عامل صادقی : یه سری به آقا محمود گفتم داداش من هر کاری می کنم که بتونم در آمدم رو جمع کنم نمی تونم که برای آینده باشد زمانی که می خواهم ازدواج کنم. گفت که شما پولهایت را بده به من تا برایت جمع کنم من هم قبول کردم و تا مدتی هر چی در می آوردم می دادم به آقا محمود وبعد از مدتی که می گذشت می پرسیدم که چقدر جمع کردم می گفتن الان نمی تونم بهتون بگم چون می ترسیدند که من برای پول ها نقشه بکشم که چطوری خرج کنم تا اینکه یک روز به من گفتند که آقا مرتضی شما حدود 20هزار تومان جمع کردی ( سال های 62_63) آن روز ها مبلغ خیلی زیادی بود بعد پول ها را داد به من و من بهشون گفتم که می خواهم موتور بخرم و ایشان هم کمکی کردند که هم بتوانم موتور بخرم هم خرج دامادیم را داشته باشم و خود ایشان هم زمانی که ازدواج کردند مراسم شان آن قدر ساده بود که فکر کنم از این ساده تر نمی شد برگذار کنند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه