دعا و توسل جمعی
به روایت از جواد حریمی : 19 ماه رمضان سال 62 یا 63 بود که پدرم تماس گرفت با من که دست آقا محمود را بگیر بیا نیشابور به خاطر اینکه امشب مسجد برنامه میخواهد داشته باشد و به آقا محمود نیاز است. ما هم پا شدیم چند نفری به همراه آقا محمود رفتیم وقتی که رسیدیم غروب بود بعد از اینکه افطار کردیم رفتیم مسجد و آقا محمود بعد از نماز نیم ساعت سخنرانی کرد بعد هم دعای جوشن کبیر و برنامههای دیگه شب احیاء را اجرا کرد و فردای آن روز هم به مشهد برگشتیم.
ثبت دیدگاه