عشق به جهاد
به روایت از جواد حریمی : دفعه اولی که محمود به جبهه اعزام شده بود، 15 روز منطقه بود وقتی که برگشت ازشون پرسیدیم خب منطقه چه طور بود گفت خوب بود الحمدا...، بعد از 2 ماه آمد و گفت که جواد آقا میخوام ایندفعه 45 روزه برای تبلیغ برم جبهه من گفتم که شما 2 تا بچه دارید باید بمانید کنار اینها اما ایشان مصمم بود که حتماً هر جوری شده برود جبهه همین روزها بود که دختر کوچکش پاش میشکند سر این ماجرا من گفتم حالا که پای دخترت شکسته دیگه باید بمانی اینجا هم یک جبهه است اما آقا محمود اصلاً قبول نمیکرد اما با اصرار زیاد قبول کرد تا زمانی که پای دخترش بهتر شد بمونه اما بعدش اعزام بشه جبهه و همین طور هم شد اما بعد از یک هفته از منطقه تماس گرفت و گفت که اینجا به مبلغ احتیاج ندارند به خاطر همین هم چون خط مقدم نیاز به نیرو داره حاضر شدم که برم خط، من بهشون گفتم شما که دوره نظامی ندیدید گفت که قرار است برایمان یک دوره 10 ـ 15 روزه بگذارند.
ثبت دیدگاه