اولین اعزام
به روایت از سید محمد علی اکبری : سری اولی که می خواست اعزام بشه جبهه زمانی که می خواست سوار اتوبوس ها بشود که بره جبهه آنقدر خوشحال بود که خنده از روی لبانش برداشته نمی شد با اینکه ما از رفتن ایشان ناراحت بودیم و گریه می کردیم اما هر چی که ما به ایشان می گفتیم آقا محمود با خنده جواب ما را می داد .
ثبت دیدگاه