شجاعت و شهامت
به روایت از اکرم عامل صادقی : اولین بار که ایشان می خواست به جبهه برود به این قصد رفت که در آنجا مبلغ باشد . ولی وقتی که به جبهه می رسد نظرش عوض می شود و می گوید که من نمی توانم اینجا دوام بیاورم باید مرا به خط مقدم ببرید و وقتی که با رفتن به خط مقدم محمود موافقت می شود ایشان در یک درگیری به پایشان تیر می خورد و آتش هم خیلی سنگین می شود و ایشان هم وسط جبهه خودی و دشمن می ماند . لذا نمی توانستند ایشان را به عقب برگردانند و به یکی از رزمندگان می گوید که پایشان را رو به قبله کند و یکی ، دو نفری هم که می آیند ایشان را ببرند عقب شهید می شوند .
ثبت دیدگاه