شناسه: 156482

امر به معروف و نهی ازمنکر

به روایت از محمد ابراهیمی : یک شخصی بود که کارش این بود تو مجالس که دور هم جمع می شدیم افراد مذهبی و روحانی رو دست بیندازد . یه روز آقا محمود هم توی همون مجلسی که این بنده خدا بود آمده بودند که ایشان هم طبق عادت سلف خویش را شروع کرد به بعضی از سئوالات و ... که محمود در جوابش گفت: این طرز سئوال کردن شما از روی ناآگاهی تون هست که این عدم آگاهی شاید در تمام رگ و خون شما جای گرفته که خدا عاقبت شما را به خیر کند من شما را یک نصیحتی می کنم اینکه برین دنبال احکام دینتان و اگر هم که این مسائل جهت شوخی و لهو و لعب می گوئید انسان می تونه هم شوخی کنه و بگه و بخنده اما دیگه با مسائل دینی نمی شه شوخی کنه. این بنده خدا چون با روحانیت هم مشکل داشت یک چیزهایی گفته بود و آقا محمود در همین مجلس بهشون گفت که شما در زندگیت 2 جا نیاز به روحانی داری یکی اینکه اگر بخواهی ازدواج کنی تا یک روحانی نباشه هزار کارم هم بکنی نمی تونی محرم خودت بکنی و اگر هم باز این روحانی نباشه پدر و مادر تو به هم محرم نمی شدند و تو هم حرام زاده می شی . جایگاه بعدی هم وقتی که مردی چون تا این روحانی نباشه تو رو توی قبر نمی گذارند حتی اگر بپوسی پس تو در 2 جایگاه نیاز به روحانی داری بعد از این دیگه این بنده خدا به خاطر برخورد آقا محمود دیگه این کارهایش را کنار گذاشت و اطرافیان هم به خاطر همین برخورد فهمیدند که نباید به هر شوخی که می شه بخندند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه