اخلاص عمل
به روایت از علی رضا عاصمی : چند روز قبل از اینکه آقای عاصمی به شهادت برسد در باختران بودیم. نیمه های یک شب فرزندمان گریه می کرد. بیدار شدم. دیدم شوهرم علیرضا در گوشه ای از اتاق که اصلاً دیده نمی شد در حالی که گردنش را کج کرده با خدای خودش راز و نیاز میکرد. اگر این موضوع را می فهمید که من ایشان را دیده ام که نماز شب میخواند ناراحت می شد.
ثبت دیدگاه