شناسه: 156576

خواب و روییای دیگران در مورد شهید

بعد از شهادت علیرضا روزی یکی از دوستان ایشان به نام آقای زرگران گفت: یک شب خواب دیدم که داخل بزرگ و سرسبز و خرمی هستم. جوی آب بسیار زیبایی داخل این باغ جاری بود. چند نفر از آقایان علما نشسته بودند و وضو می گرفتند. شخص دیگری آمد و گفت: اجازه بدهید من هم وضو بگیرم. آن ها گفتند: نه، این باغ مال آقای عاصمی است. شما باید از ایشان اجازه بگیرید. در همین لحظه از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه