شناسه: 156609

امدادهای غیبی

به روایت از علی رضا عاصمی : علیرضا برایم نقل می کرد : برای شناسایی منطقه عملیاتی می بایست شبانه تعدادی از بچه ها به آن منطقه خطرناک بروند اما هیچ کس این مسئولیت را قبول نمی کرد زیرا منطقه کاملاً در تیر رس دشمن قرار داشت به حدی که اگر بوته خاکی تکان می خورد دشمن آنجا را زیر رگبار انواع و اقسام گلوله ها قرار می داد من ویکی دیگر از دوستان که آمادگی خود را برای این مسئولیت خطیر اعلام کردیم و آیه ی " و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لایبصرون " را قراتت کرده و شبانه به راه افتادیم .به منطقه مورد نظر که رسیدیم به طورسینه خیز شروع به پیشروی کردیم .درآن محدوده دشمن مینهای تله دار کار گذاشته بود ومینهای تله دار هم بسیار خطرناک است و به هیچ وجه نخ نامرئی آن درشب رؤیت نمی شود .اما آن شب معجزه ای صورت گرفت که تا عمر دردنیا داشته باشم آن را فراموش نمی کنم و آن معجزه این بود که هنگامیکه به یکی از این تله ها و یا به عبارتی به یکی از این نخ های نامرئی می رسیدیم ، ناخود آگاه متوقف می شدیم نمی توانستیم حتی ذره ای جلوتر برویم و این بود که می فهمیدیم به تله ای رسیدیم .و آن را قطع می کردیم و به راهمان ادامه می دادیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه