دیدگاه شهید
روزی یکی ا زهمرزم های برادرم علیرضا به من گفت : درمنطقه که بودیم یک روز می خواستیم با آقای عاصمی وارد پادگان شویم .نگهبان جلوی درگفت : ببخشید برادر، کارت شناساییتان را بدهید .علیرضا گفت کارت شناسایی ام همراهم نیست .نگهبان گفت : برادر عاصمی فرموده اند بدون کارت شناسایی کسی را داخل پادگان راه ندهید علیرضا برگشت و عذر خواهی کرد و گفت : می روم کارتم را بیاورم . به ایشان گفتم چرا خودتان را معرفی نکردید علیرضا گفت : من خودم دستورش را داده ام خودم باید عامل باشم نه اینکه فقط برای دیگران قانون وضع کنم .
ثبت دیدگاه