شناسه: 156620

خاطرات جنگی

به روایت از ن.م کبریان : آواز الاغ ! یکی از برادران تعریف می کرد و می گفت : عملیات کرخه نور بود . بعد از عملیات متوجه شدیم که دشمن دارد خودش را مجهز می کند که از یک قسمت شروع به پاتک کند به ما که گروه تخریب بودیم گفتند برادرها سریع جلو بروید و منطقه را مین گذاری کنید . وقتی به مینها نگاه کردیم دیدیم که حدوداً 19 یا 20 عدد بیشتر نیست جعبه ها بزرگ بود و حملش مشکل گفتیم که اینها را چطور جلو ببریم و می خواستیم که آنها را در فاصله دور از خاکریز خودمان قرار دهیم تا عراقیها نتوانند پاتک کنند . حدود 20 مین هیچ جای آن دشت بزرگ را نمی گرفت هر گوشه اش را که می گذاشتیم گوشه دیگرش باز بود و احتمال اینکه از آنجا حمله شود زیاد بود می خواستیم نگذاریم ولی فرمانده اصرار داشت که باید حتی یک مین هم باشد بگذاریم یک عدد هم غنیمت است شاید یکی از تانکها برود روی آن و منفجر شود فرصتی هم نبود که برویم و بیش از این را تأمین کنیم و یا از انبار بیاوریم داشتیم فکر حمل و نقل مینها را می کردیم که دیدیم یک الاغ آن دور و بر پرسه می زند جعبه های مین را پشت الاغ گذاشتم و سپس به راه افتادیم تا اینکه به محل مورد نظر رسیدیم تا خواستیم مینها را پایین بگذاریم الاغ شروع به عرعر کردن نمود با صدای عرعر الاغ منطقه لو رفت و عراقیها آنجا را به رگبار بستند و ما هیچ راهی نداشتیم جز اینکه الاغ را بگذاریم خودمان فرار کنیم اتفاقاً یک تیر هم به الاغ نخورد وقتی که به عقب برگشتیم به علت اینکه محل لو رفته بود و دشمن نگهبان بیشتری در آنجا گذاشته بود نمی توانستیم به جلو برویم حدود سه ساعت گذشت اما پاتکی انجام نشد تا اینکه چند اسیر عراقی گرفتیم آنها گفتند بعد از اینکه الاغ شروع به عرعر کردن نمود و بچه های شما فرار کردند الاغ همانطور سرش را پایین انداخت و با بار مین به طرف ما آمد ما یکی دو تیپ مکانیزه آورده بودیم و همه چیز برای پاتک آماده بود و فقط منتظر دستور بودیم وقتی که الاغ آمد فرمانده فکر کرد که شما تمام دشت را مین گذاری کرده اید و این اضافه مین است لذا دستور لغو پاتک را داد . با وجودی که ما در تمام منطقه بیست مین بیشتر نداشتیم و اگر مین گذاری می کردیم هیچ جای آن منطقه را نمی گرفت بچه ها فکر می کردند که عرعر الاغ به ضررشان بود اما دیدند که به نفعشان تمام شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه