خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از راضیه آیت اللهی : بعد از شهادت پسرم علیرضا یک روز خواهرم گفت: یک شب خواب دیدم در حال طواف خانه خدا هستم چشمم به علیرضا افتاد لباس بسیجی به تن داشت و یک بشقاب پر خرما در دستش بود. گفتم: علی جان تو اینجا چیکار می کنی؟ گفت: مگر نمی دانید. من اینجا بین زوارهای خانة خدا خرما پخش می کنم.
ثبت دیدگاه