گذشت و اغماض
به روایت از علی رضا عاصمی : شب عملیات وقتی که گردان حرکت کرد و داخل معبر شد ، دشمن سریعا متوجه حضور نیروهای ایرانی در معبر شد ، شروع به منور زدن کرد. پس از زدن منور های زیاد که منطقه را مثل روز روشن کرده بود، دیگر امکان هیچ کاری برای ما نبود. متاسفانه دشمن شروع به تیر اندازی کرد و با تمام سلاح های سبکی که در خط داشت به سمت نیروهای ما آتش گشود . حدود 5 یا 6 نفر داخل معبر بودیم که در اولین لحضات کار فقط یکی از نیروهای تخریب سالم ماند. هنوز 5 دقیقه بیشتر نگذشته بود که چهار و یا پنج نفر از بقیه بچه ها که در حال پیشروی بودند نیز یا شهید و یا به شدت مجروح شده بودند. هیچگاه از یاد و خاطرم پاک نمی شود آن یک نفری که زنده مانده بود بخاطر سرعت عملی که باید برای باز کردن سیم خاردارها داشته باشد و این مهلت را نمی دید که بتواند آنها را قطع کند و اگر دیر می شد ممکن بود تعداد دیگری از برادران گردان شهید بشوند لذا خود را روی سیم خار دارها انداخت و کل نیروهای گردان از روی بدن ایشان عبور کردند و بعدا که او را دیدیم آثار سیم خاردار که تمام بدنش را مجروح کرده بود، هنوز مشاهده می شد.
ثبت دیدگاه