شناسه: 156661

ذکر و یاد خدا

به روایت از محمدشادکام : در یکی از محورهای عملیاتی که یکی از لشکرهای اقدام به زدن معبری کرده بودند وقتی برادران تخریب معبرباز می کردند متوجه می شوند یک گروه از عراقی ها درست در مسیر معبر آن ها در حال مین کاریهستند و در واقع برادران ما داشتند مین برداری می کردند و عراقی ها مین گذاری. درست در یک مسیر یکی از برادران بسیجی که خدا حفظش کند می آید و داخل عراقی ها می شود و در پشت سر آخرین نفرعراقیها قرار می گیرد آنها ( عراقیها ) چهار نفر بودند. یک نفر چاله می کند دومی مین ها را پخش می کند. سومی و چهارمی آن ها را مسلح می کنند و این برادر بسیجی آن ها راذ خنثی می کند و در جایش می گذارد. به آخر میدان مین که رسیده بودند اسلحه اش را بر می دارد و با وجود این که سن و سالش هم کم بوده عراقی ها را اسیر می کند و به نزد برادران دیگر می آورد شاید گفتن این مطالب ساده باشد اما وقتی که انسان مجسم کند داخل میدان مین به عنوان یک فرد بسیجی که نه از لحاظ جسمی نمی تواند بر یک سرباز قوی هیکل عراقی غلبه کند و این طور شهامت به خرج می دهد لذا حق دارد تعجب کند. چنین نمونه هایی زیاد داشتیم که برادرها می رفتند و می ماندند و نمی توانستند برگردند نیروهایی داشتیم که از همین معبر رفتند و از پشت دشمن سر در آوردند و این کار ساده ای نیست. لذا دشمن مانده بود که این ها چه کسانی هستند که می توانندبیایند و معبر بزنند چون وقتی مقایسه می کردند با ارتش های دنیا می دیدند که در نظام کلاسیک و جنگ های کلاسیک میدان های مین. پدافند و سد کننده یک چیزی حدود 10 یا 15 ردیف بیشتر نمی تواند باشد. یک میدان مینی که 15 ردیف داشته باشد آن ها را برای خودشان میدانی سد کننده حساب می کنند و غیر قابل عبور می دادند. دشمن در عملیات والفجریک به هارصد ردیف مین هم اکتفا نکرده بودند و در روی جاده ی پاسگاه مجیدیه چهار صد و چهل ردیف مین کاشته بودند اما برادران ما از این هم عبور کردند و معبر زدند برای این بود که وحشت همیشه از این نیروها در دل قوای دشمن مانده بود. لذا صدام بعد از عملیات فتح المبین اعلام کرده بود: هر کس باز کننده معبر را بگیرد تا پایان جنگ از خدمت کردن معاف است و این حاکی از عظمت نیروهای رزمنده ما است و آن هیچ جیز غیر از کمک خداوند نیست چرا که ما هیچ چیز از خودمان نداریم و هر چه داریم خدا هست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه