شناسه: 156666

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

به روایت ازمحمد شادکام : 131. شب قبل شهادت برادرم علیرضا را خواب دیدم جمعیت زیادی در یکی از مکان های کاشمر جمع شده اند و برادرم علیرضا قصد دارد برای آنها سخنرانی کند. همین که از دور چشمم به علیرضا افتاد با خوشحالی او را صدا زدم و گفتم: علی جان تو این جا بودی و ما خبر نداشتیم. جلوتر بیا تا تو را ببینم. چون که دلم خیلی برایت تنگ شده است اما علی در پاسخ به من گفت: شما فعلاً بروید من بعد از ظهر شانزدهم دی ماه بی خبر به کاشمر خواهم آمد. در همین لحظه از خواب بیدار شدم. اتفاقاً درست روز شانزدهم دی ماه بود که جنازه ی برادرم علیرضا را به کاشمر آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه