شناسه: 156708

عشق به جهاد

راوی محمد شادکام : برادرم علیرضا نه به خاطر پست و مقام بلکه خالصانه و برای رضای خدا کار می کرد در همین رابطه گفت: وقتی از کاشمر به تهران رفتم دیدم برنامه ریزی کرده اند که من را در تهران نگه دارند و آن جا من را پشت میز بنشانند. گفتم خودتان می دانید که تا زمانی که جنگ باشد من در جبهه هستم. لذا هنوز پرونده سپاهی ام تشکیل نشده بود که استعفای خودم را نوشتم و از سپاه بیرون آمدم. الان هم به صورت بسیحی کما فی السابق به کار خود ادامه خواهم داد. چون می دانم که خدمت خدمت است و به رنگ لباس بستگی ندارد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه