شناسه: 156719

تقید به انجام کامل ماموریت

به روایت از حسین عاشوری : فرزندانم محسن و مجتبی علاقه ی شدیدی نسبت به هم داشتند. مجتبی، محسن را چون بزرگتر بود احترام می کرد و محسن نیز چون مجتبی از لحاظ مدیریتی برتر بود احترام می کرد. هر دو خیلی به جبهه رفتند. محسن چهار نوبت مجروح شده و مجتبی دو مرتبه مجروح شدند. روزی فرزندم محسن از منطقه برگشت، از او پرسیدم پدر جان چرا مجتبی را با خود نیاوردی گفت: پدر جان مجتبی به آرزویش رسید و با چشم خودم دیدم در میدان مین به شهادت رسید ولی من باید اطلاعات را به لشکر منتقل می کردم نه جنازه ی مجتبی را مواظب باشید از سپاه خواهند آمد و می گویند مفقودالاثر شده ولی در عملیات بعدی جنازه اش را خواهم آورد من محسن را تحسین کردم وقتی از عشق و علاقه اش به مجتبی پرسیدم گفت حفظ اسلام واجب تر از من و او و شماست اگر شما هم همراهم بودید شما را هم می گذاشتم تا ماموریتم پایان یابد او را بوسیدم و آفرین گفتم و در دلم به شجاعت او غبطه می خوردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه