حسن برخورد
یکی ار دوستان پدرم تعریف می کرد : یک روز تمام فامیل را به سر ، زمین پدرت بردم و همه مشغول خوردن و بردن میوه بودیم که پدرت از راه رسید و با لبخندی که همیشه به لب داشت گفت: خوردن حلال است و بردن حرام
یکی ار دوستان پدرم تعریف می کرد : یک روز تمام فامیل را به سر ، زمین پدرت بردم و همه مشغول خوردن و بردن میوه بودیم که پدرت از راه رسید و با لبخندی که همیشه به لب داشت گفت: خوردن حلال است و بردن حرام
ثبت دیدگاه