حرمت والدين
راوی معصومه هراتی: من خیلی نیاز به بیمه داشتم ولی به دلایلی نمی شد و حسین که از این ماجرا خبر داشت گفت مادر من خودم شما را بیمه می کنم . من به او می گفتم که تو کوچک هستی چطور می خواهی مرا بیمه کنی . این جریان گذشت و موقعیکه حسین شهید شد . بعد از یکماه دفترچه بیمه به دستم رسید و آن موقع با خودم گفتم حسین راست می گفت که مادر خودم تو را بیمه می کنم وچقدر خوبست هم مرا بیمه کرد و هنوز بیمه ام و با قیمت خون خودم همه را بیمه کرد .
ثبت دیدگاه