خبر شهادت
روزیه فرزندم به شهادت رسید قبل از اینکه خبر شهادتش را به ما بدهند سیدى را جلو درب منزل دیدم او را به صرف چاى دعوت نمودم چایى آوردم خطاب به من گفت مادر آقا مجتبى فرزندت هم اکنون در جبهه شهید شد به پدرش اطلاع ندهى این خبر توسط این آقا باعث قوت قلب من شد و از فرداى آن روز خودم را براى خبر شهادت فرزندم آماده کردم و مهیاى مجلس ترحیم شهید شدم تا بالاخره بعد از 4 روز خبر شهادت فرزندم را آوردند و من مانند کوهى در برابر این غم بزرگ ایستادگى نمودم و از میهمانان پذیرایى مىکردم.
ثبت دیدگاه