شناسه: 157879

ساده زیستی و پرهیز از تجمل

یک روز پیراهن نسبتاً گران قیمتی برای خودم خریده بودم وقتی عباسعلی به خانه آمد پیراهن را به ایشان نشان دادم پرسید این پیراهن را چند خریده ای من قیمتی را که خریده بودم به ایشان گفتم عباسعلی به من گفت : از کجا خریده ای ؟گفتم : از فلان مغازه خردیده ام گفت : اگر ناراحت نمی شوی با رضایت شما می خواهم بروم و این پیراهن را عوض کنم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه