شناسه: 158071

عشق شهادت

راوی محمد صفری: شهادت برادر در ظاهر برای من عادی بود و من سعی می کردم خودم را پیش نیروها حفظ کنم اما هر وقتی گوشه ای خلوت گیر می آوردم و یا هنگام نماز مرتب به یاد او بودم و حالات معنوی خاصی به من دست می داد و من خدا را شکر می کردم و از او طلب صبر و مغفرت می کردم یکی از دوستان شهید غلام رضا به نام برادر عباس سرشته برای من نقل کرد و گفت : شب قبل از عملیات با بچه های مخابرات دور هم نشسته بودیم و صحبت از عملیات آینده شد . یکی از دوستان گفت : چه خوب است که در عملیات آینده کسی از جمع ما شهید نشود و همه باز هم کنار هم باشیم اما برادر غلامرضا نگاهی به جمع انداخت و با متانت گفت : پس آنهایی که عاشق شهادت هستند چه کنند ؟ آری او عاشق شهادت بود . ما دو برادر بودیم و ظاهراً به هم نزدیک اما از دل هم خبر نداشتیم . روحش شاد و یادش گرامی .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه