آخرين وداع با خانواده
راوی حکیمه صفری: زمانی که حمید می خواست برای آخرین بار به منطقه اعزام شود برادر کوچکم را در آغوش گرفت و طوری او را می بوسید که گویی برای آخرین بار است او را می بیند و چون قبلا به من گفته بود که دیگر بر نمی گردد من اشکهایم سرازیر شد و آن جا بود که شک ام به یقین تبدیل شد و فهمیدم که آخرین باری است که او را می بینم. وقتی که به منطقه رفت بعد از سه، چهار روز نامه ای از ایشان دریافت کردم که در پایین آن نوشته بود خواهر این نامه را برای همیشه نگهدار و بعد از دو روز خبر شهادتش را به ما رساندند.
ثبت دیدگاه