شناسه: 158376

توکل به خداوند

به روایت از فاطمه رازقی : موقعی که غلامرضا برای رفتن به جبهه ثبت نام کرده بود، من به او گفتم: شما که می روی ما تنها چه کار کنیم؟ او گفت: اولا آن خداوندی که حضرت یوسف را از قعر چاه تاریک به اوج سلطنت رساند قادر است که شما را به لطف و کرم خودش نگهداری نماید. ثانیا حضرت امام فرمودند بر تمام مسلمین واجب کفایی است که به جنگ بروند و ما باید از ایشان اطاعت کنیم. ثالثا من خواب دیده ام که به سمت کربلای حسینی رهسپار هستم. از شما همسر مهربان تقاضا دارم که با کمال رضایت مرا همراهی نمایی. من وقتی این سخنان غلامرضا را شنیدم و فهمیدم او در حفظ دین و قرآن مشتاق است تا جان فشانی کند استغفار کردم و با کمال رضایت و شادمانی با رفتن او موافقت کرده و با هم خداحافظی نمودیم که انشاالله در کنار حوض کوثر با هم ملاقات کنیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه