شناسه: 158402

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی رمضانعلی ابارشی: اینجانب در کربلای 5 بی سیم چی بودم . چند شبی بود که مهندسی جهاد برای اینکه بسیجیان بتوانند به بصره نزدیک تر شوند ، عهده دار خاکریز زدن بودند . در یکی از شب ها فرمانده گردان جواد الائمه (ع)شهید محمد رضا شمس آبادی و برادر صحرانورد برای آوردن دو دستگاه بولدزر که در خط مقدم خراب گردیده رفته بودند . بعد از چند ساعتی من به خواب فرو رفتم بعد از اینکه بیدار شدم یادم آمد که برادر صحرانورد به جلو رفته و من می خواستم با ایشان تماس برقرار نمایم . ولی بی سیم آن ها جواب نمی داد در خواب دیدم که یک خمپاره به ماشین صحرانورد خورد ایشان به شهادت رسید در همین اثناء که در تلاش بودم با صحرانورد تماس بگیرم ، دیدم ماشینی که برادر صحرانورد با آن رفته بود برگشت . ابتدا خوشحال شدم که صحرانورد آمد و لیکن بعد از مدت کوتاهی متوجه شهادت آن بزرگوار گردیدم . روحش شاد یادش گرامی .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه