شناسه: 158522

خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد

راوی سید محمود صانعی مهری: یک هفته قبل از شهادت سید محسن خواب دیدم که زنگ خانه مان به صدا درآمد. وقتی من رفتم و در را باز کردم دیدم سیدی بزرگوار و جلیل القدر ایستاده. گفتم: تو کیستی؟ گفت: من نامه رسان هستم. گفتم: چکار داری؟ چه می خواهی؟ او لیستی را از زیر عبایش درآورد و به من داد و گفت: این لیست اسامی بچه های مشهد است. محسن صانعی هم در آن لیست است. همین که لیست را گرفتم از خواب پریدم. مادر ایشان را از خواب بیدار کردم و جریان را تعریف کردم و گفتم: محسن شهید می شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه