شناسه: 158786

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی عالیه گلشنی: به یادم دارم زمانی که ابوالفضل را حامله بودم ، یک شب خواب دیدم که دوتا بی بی آمدند و به من گفتند: بچه ات پسر است و نقابی بر صورت دارد مواظب باش خفه نشود که هنوز وقتش نیست باید فرزندت زنده بماند. دو روز به زایمان فرزندم مانده بودکه دوباره مان خواب بی بی را دیدم که به من گفت: مواظب باش تا دو روز دیگر فرزندت به دنیا می آید خیلی مراقب باش وقتی که فرزندم به دنیا آمد من به پرستار گفتم : فرزندمن نقابدار است مواظب باشید خفه نشود پرستارها تعجب کردند و گفتند: از کجا می دانید گفتم فرزندم پسر است اینها را ائمه معصومین به من گفته اند و اسمش را ائمه ابوالفضل گذاشتند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه