شناسه: 158938

خاطرات سياسي

راوی علی اصغر طاهری شرق: یادم است قبل از انقلاب یکروز قرار شد راهپیمایی کنیم به همین خاطر به کاشمر رفتیم تا راهپیمایی را آنجا برگزار کنیم دقیقاً یک ساعت قبل از شروع راهپیمایی بچه های کوهرخ هم آمدند تا ما را در انجام راهپیمایی یاری کنند. افرادی که از کوهرخ آمده بودند گفتند ماهیچ چیزی با خود همراه نیاورده ایم (چون ممکن بود درگیری به وجود بیاید) آقای صادقی به محض شنیدن این حرف به بالای درخت رفت و چندتن شاخه از درخت را شکست و پایین انداخت و گفت بچه ها از همین چوبها استفاده می کنیم. از آن روز هم بچه های کوهرخ معروف شدند که برای انقلاب همیشه چوب بدست هستند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه