پيش بيني شهادت
راوی علی اصغر طاهری شرق: مادرم برایم تعریف می کرد روز آخری که پدرم قصد داشت عازم منطقه شود آقای یزدانی و آقای فلاح نیز مهمان ما بودند در حال ناهار خوردن بودند که پدرم به آنها گفته ناهارتان را خورید که آخرین بار است. وقتی می خواستند بروند پدرم لباس و پوتین نو پوشیده است در حالی که دفعات قبل که به منطقه می رفت همان پوتین های کهنه اش را مورد استفاده قرار می داد دم در به مادرم گفته بود اگر شهید شدم جنازه ام را کنار قبر شهید نیازمند دفن کنید.
ثبت دیدگاه