حسن برخورد
یادم است یکبار به تمامی نیروها آماده باش داده شده بودند و قرار بود رأس ساعتی مقرر در منطقه ای جمع شدند من و همراه چند تن دیگر با کمی تاخیر به بقیه نیروها پیوستیم. در بین راه که می رفتیم با وجود اینکه می دانستم بسیار دیر شده است با خودم فکر می کردم وقتی به مقر برسم حاج آقای صادقی برخورد تندی انجام خواهد داد ولی وقتی به باقی نیروها پیوستیم حاج آقای صادقی با مهربانی شروع به صحبت کردن نمود. گفت اگر به طور مثال صد، یا پنجاه نیرو دارم وقتی به گردان آماده باش می دهم باید طوری باشد که بتوانم روی نیروهایم حساب کنم تا من هم بتوانم به مافوق خودم اعلام آمادگی کنم شما کوتاهی کردید وباید هر طریقی بود خود را راس ساعت می رساندید من که احساس می کردم با برخورد تند آقای صادقی روبرو خواهم شد با صحبتهایی که ایشان کردند بیش از پیش شرمنده شدم بطوری که اگر همان برخورد تند شکل می گرفت اینقدر خجالت نمی کشیدم البته آقای صادقی چون بار اول بود سعی کرد با نصیحت اشتباهمان را به ما بفهماند و اگر دوباره همین عمل صورت می گرفت مطمئناً نوع برخورد ایشان نیز تغییر می کرد. ولی چون ایشان فهمیده بود که ما هم متوجه اشتباهمان شده ایم بسیار مهربان و رئوفانه برخورد کرد. طوری که این حرکت ایشان برای من درسی شد تا دیگر اشتباهم را تکرار نکنم.
ثبت دیدگاه