شناسه: 158972

خاطرات سياسي

روزی که عمال شاه می خواستند مردم قم و تبریز را محکوم کنند از طرف خانه کدخدای روستا و سپاه دانش از مردم خواسته شده بود که در مدرسه جمع شدند همه اهالی روستا آمده بودند هنگامی که نماینده سپاه دانش در سخنرانیش گفت عده ای اخلال گر در قم و تبریز دست به آشوب زده اند و علیه خاندان جلیل سلطنت توطئه کرده اند و ... ناگهان آقای صادقی در حالیکه عکس شاه را بالای سر خود گرفته و آن را پاره می کرد فریاد زد آهای مردم ، هوشیار باشید، مدیر مدرسه نسبت به علمای مذهبی بد و بیراه می گوید سپس جلسه را ترک کرد با این کار او عده ای از اهالی روستا همراه او ازمدرسه خارج شدند جلوی در مدرسه که رسیدیم محمد علی برگشت و با صدای بلند گفت آقای مدیر، شما که قیام خونین نوزده دی را محکوم می کنید فردای قیامت جواب امام حسین (علیه السلام) را چه خواهید داد؟ پس از این ماجرا تا چند روز مورد تعقیب قرار گرفت ولی خوشبختانه نتوانستند آقای صادقی را دستگیر کنند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه