شناسه: 158980

توجه به تحصیل و علم آموزی

یادم است در جبهه آقای صادقی دوستی به نام آقای راستگو داشت یکروز آقای راستگو مقداری چای درست کرده بود که اضافه آمد. قصد داشت قوری را بشوید و چای اضافه را بیرون بریزد. در همین حین آقای صادقی گفت حسین آقا مبادا چای اضافه را بیرون بریزی شاید همین الان کسی به اینجا بیایید، درست نیست که دوباره چای درست کنیم اسراف می شود. آقای صادقی در مورد اسراف کردن حساسیت خاصی از خود به خرج می داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه