شناسه: 158987

توجه به تحصيل و علم آموزي

راوی علی اصغر طاهری شرق: یادم است قبل از عملیات کربلای پنج من در گردان والعادیات بودم شنیدم که گردان کوثر قرار است به عملیات برود به آقای هاشمی که فرمانده بودند گفتم چون اکثر اقوام و دوستان من در گردان کوثر هستند و قرار است نیز به عملیات برونداجازه دهید برای دیدار یکسری به آنجا بزنم چون عملیات در پیش است و ممکن است عده ای شهید شوند، عده ای مجروح شوند دلم می خواهد قبل از عملیات احوال آنها را بپرسم ایشان نیز موافقت کرد و من به گردان کوثر رفتم تا با دوستان خداحافظی داشته باشم. وقتی به گردان کوثر رفتم آقای صادقی را دیدم که روی صندلی نشسته است و مشغول اصلاح کردن صورتش است. سلامی عرض کردم ایشان جوابم را داد گفتم آقای صادقی چرا تا به حال صورتتان را کوتاه نمی کردید؟ گفت خبر داری که عملیات در پیش داریم چون ممکن است به ماکس زدن نیاز داشته باشیم لازم است که ریش کوتاه داشته باشم تا هوا از بین ماکس عبور نکند و مشکلی پیش نیاید. این آخرین جمله ای بود که از آقای صادقی شنیدم و پس از خداحافظی که آن لحظه از آقای صادقی کردم دیگر ایشان را ندیدم و پس از مدتی خبر شهادتش را شنیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه