شناسه: 158992

شجاعت و شهامت

راوی ابوالحسن دباغان: در یکی از عملیّاتها یک دفعه دیدیم بچّه ها دارند از خط سنگرهای جلویی عقب نشینی می کنند . همان طور دارند به عقب می روند . بعد سریع بلند شد و گفت : چه شده است ؟ گفتند : عراقی ها تک کردند . بلند شدیم و از داخل شیار نگاه کردیم ، دیدیم که عراقی ها یک تیر بار گذاشته اند و یکی از عراقی ها پشت تیربار نشسته و دارد بچّه ها را می زند . ایشان یک دفعه ای آر پی جی را برداشت و شروع کرد به دویدن به طرف عراقی ها . من و عدّه ای از دوستان خیلی اصرار کردیم که مواظب باشند . اصلاً به خودش نیاورد ، رفت و از آنجا که خدا م یخواست موشک آر پی جی را که شلیّک کرد دقیقاً خورد زیر همان تیرباری که عراقی نشسته بود . بچّه ها به محض اینکه این صحنه را دیدند ، روحیّه گرفتند . والحمد لله . آن پاتک عراقی ها را هم توانستند دفع کنند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه