حالات معنوي قبل از شهادت
راوی محمد طاران: شب قبل از شهادت آقای صادقی مراسمی برگزار شده بود. آقای صادقی به من گفت: پس از دعا تو کمی روضه بخوان من گفتم معذرت می خواهم حاج آقا امشب آمادگی ندارم حاج آقای صادقی گفت باشد حالا که تو نمی خوانی من خودم مداحی میکنم. تعجب می کردم چون تا آن شب ندیده بودم که آقای صادقی نوحه خوانی کند برایم جالب بود خلاصه آقای صادقی گفت بسیار خوب من خودم روضه می خوانم نوحه ای را برای امشب آماده کرده ام، امشب شب دیگری است. پس از دعا آقای صادقی با صدای زیبایی که داشت و با همان صفای باطنی خود شروع به خواندن کرد شعر بسیار زیبایی را زمزمه می کرد. تا این بیت را خواند: در کربلا گردان کوثر، نزد حسین فاطمه فرزند حیدر ناله بچه ها شروع شد من هم با اینکه آقای صادقی بسیار ساده می خواند ولی خیلی گریه کردم فضا معنویت خاصی داشت در حین خواندن چهره آقای صادقی که لبخندی نیز بر لب داشت بسیار نورانی شده بود. انگار خودش هم می دانست که فردا به شهادت خواهد رسید.
ثبت دیدگاه