شناسه: 159007

معجزات جنگ

راوی محمد اسماعیل رسولی: در عملیات کربلای یک به آقای صادقی گفتم تشنگی بدجوری بر بچه‌ها غلبه کرده است کاری بکنید همه به آب نیاز دارند ایشان گفت: بروید و اطراف خود را خوب بگردید. به همراه چند تن از بچه‌ها راه افتادیم منطقه علفزار بود و بوته‌های خشک که حدود چهل سانتیمتر بلندی داشتند همه جا به چشم می‌خورد. در حین رفتن ناگهان یکی از بچه‌ها به نام آقای فرهادی فریاد زد بچه‌ها بیایید اینجا. وقتی نزد ایشان رفتیم دیدیم در بین بوته‌های خشک بوته‌ی هندوانه‌ای پیدا کرده است هندوانه هم به نظر شیرین و پر آب می‌آمد. هندوانه را شکستیم و تعدادی از آنها را همان جا خوردیم و تشنگی‌مان برطرف شد به نظر من وجود هندوانه در آن بوته زار خشک معجزه‌ای بود و فکر می‌کنم خداوند هندوانه را در سر راه ما گذاشته بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه