شناسه: 159012

ايجاد روحيه در رزمندگان

راوی عیسی صادقی: یادم است در عملیات کربلای یک، حدود ساعت سه بعد از ظهر از منطقه مهران گذشتیم به روستایی به نام هرمزآباد رسیدیم، روستا نزدیک مرز واقع شده بود و حدود پانصد متر با خاک عراق فاصله داشت. بعد از اینکه عملیات تمام شد و از منطقه مهران گذشتیم بچه ها دیگر طاقت تشنگی نداشتند و سروصدای همه در آمده بود با توجه به اینکه نیروهای تیپ در چند جای خط حضور داشتند و به علت اینکه حجم آتش بسیار زیاد بود و امکانات پشتیبانی نمی رسد پیش آقای صادقی رفتم گفتم حاج آقا یک کاری کنید بچه ها خیلی تشنه هستند ایشان در جوابم گفت برادر رسولی، بروید از قول من به برادرها بگوئید ـ با توجه به اینکه خودش نیز مانند بقیه تشنه بود ـ به خدا توکل کنند اگر کوچکترین سستی در خودمان نشان دهیم باعث شکستن خط می شود و این پیروزی که در کربلای یک به دست آمده است حیف است که از دست برود، برو آقای رسولی بچه ها را دلداری بده و آنها را توجیه کن تا مقاوم باشند من هم تلاش خودم را انجام می دهم تا انشاءالله آب برسد. آقای صادقی با تدبیر بچه ها را راضی کرد چون می‌دانست با توجه به آن حجم آتش امکان رسیدن آب وجود نداشت به همین خاطر با صحبت هایی که انجام داد باعث روحیه دادن به بچه ها شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه